تبليغاتX
بی وفاست حتی دنیا...

بی وفاست حتی دنیا...

حيف نميشه بموني كنارم من كه جز تو كسي رو ندارم

 
 

My Blog
My Archive
برو بچس
 
 
سه شنبه 1387/10/17
این راه درست نیست

با سلام و درودي ديگر خدمت تمامي شما دوستان مهربان و وفادارم
در ابتدا شهادت مظلومانه و پر افتخار سالار شهيدان حضرت آقا امام حسين و 72 تن از ياران وفادارشان را خدمت تمامي شما دوستاران

آن حضرت تسليت عرض ميكنم.
امروز روز تاسوعاي حسيني است و من اومدم تا با هم دمي راجع به ايشان صحبت كنيم .
من امروز مقاله اي رو براي شما عزيزان در نظر گرفتم كه با خواندن آن شديداً تحت تاثير قرار گرفتم.
اميد.ارم شما نيز با خواندن اين مقاله كه نوشته دستان هنرمند ((استاد محمد علي طاهري )) ميباشد به اتفاق درسي از حماسه عاشورا

بگيريم و در تصيح كردن روش غلط عذاداري خود عملي مفيد انجام دهيم.
آينه عاشورا
در روز عاشورا مي توانيم جامه اي سرخ بپوشيم و فرياد بر آوريم كه اين سرخي نشانه ي پيروزي خون بر شمشير است كه درس آن را

از حماسه ي كربلا اموختيم.
ميتوانيم لباسي سر تا پا سفيد بپوشيم و با صدايي بلند بگوييم كه اين كفن است كه پوشيده ايم تا عهدي باشد بين ما و حسين (ع) كه در 

ادامه ي راه نهضت حق طلبانه و ظلم ستيزانه اش براي شهادت هميشه آماده ايم.
ميتوان سياه پوشيد و بانگ سر داد كه اين سياهي نشانه ي آن است كه من و من ها در روز و روزهاي عاشورا حسين و حسين ها را تنها

گذاشته ايم و آنها  در مصاف با يزيديان زمان خود مظلومانه به شهادت رسيده اند و اين لباس سياه نشاني است براي شريك جرم بودن ما

در ريخته شدن خون آنها زيرا كه در جايي حتي سكوت نيز شركت در وقوع جرم است.آيا اين فكر لرزه بر اندام ما نمي اندازد و تصور

شريك جرم بودن در ريخته شدن خون حسين خواب را از چشمان ما دور نميكند؟
در اين روز ميتوان لباسي سبز پوشيد و گفت اين به نشانه ي آن است كه نهضت حسيني خزان ندارد. بياييد به حال خود گريه كنيم و

عملكردهاي مظلومان را بهار كرده و نويد اين پيروزي بهار انديشه را براي بشريت به ارمغان آورده است .
ميتوان زرد پوشيد و گفت ما به خزان نشسته ايم چرا كه بعد از عاشورا بهار انسانيت تابستان را پشت سر نگذاشته به خزان رسيده است.
ميتوان ...
ميتوان خنديد و شادي و پايكوبي كرد و فرياد ((شهيدان زنده اند))را سر داد و گفت شاديم چرا كه آنان نمرده اند و نزد خداوند روزي

آسماني دارند و جاودانگي الهي ((متعلق به آنان است))

ميتوان بر سر زد و شيون نمود كه چرا همرزم حسين نبوده ايم و اين افتخار را نداشته ايم تا هم ركاب او باشيم.
ميتوان گونه هاي خود را به رنگ سرخ در آورد تا يزيديان زردي روي ما را كه در خزان نامردي ها به زردي گراييده نبينن. همانگونه

كه منصور حلاج با خون خود گونه هايش را سرخ نمود تا روي زردش را دشمن ظالم نبيند.
ميتوان خاك بر سر ريخت كه شايسته انسان خفت زده است و بگوييم ما نيز نسبت به راه حسين (ع) خوار و ذليل هستيم و از اين ذلت بايد

بر سر خود خاك بريزيم.
ميتوان علم دار شد و زور بازوي خود را به رخ ديگران كشيد بساط زور ازمايي

 به پا كرد و بر اين مبنا كه علم كدام دسته از همه

بزرگتر و سنگينتر است شهرت افريد و همچنين ميشود سنگينترين علمها را بلند

 كرد و گفت:
اين به نشانه ي علم نهضت اوست كه هر چقدر سنگين باشد آن را بر دوش

خواهيم كشيد.
ميتوان...
ميتوان...
آري ميتوان هر كاري انجام داد مهم آن است كه در پس آن كار چه انديشه اي نهفته

 باشد و اين كه ما با چه طرز فكري به رسالت خود

نگاه كرده و در چه جايي و با چه محتوايي آن را پيدا كنيم.ضمن اينكه بعد از

 يافتن آن نيز بايد بدانيم تازه در ابتداي راهي دراز قرار

خواهيم گرفت كه چگونه ان انديشه را به عمل تبديل كنيم.
حال كه آموخته ايم ((كل ارض كربلا و كل يوم عاشورا)) يعني همه جا كربلا و

 همه روز عاشورا است .اينك ما در كربلا و عاشوراي

خود چه ميكنيم؟يا اگر در روز عاشورا در صحراي كربلا حاضر بوديم باز هم

 حسين (ع)  تنها نميماند؟آيا اين فكر لرزه به اندام ما نمي

افكند و تصور شريك جرم بودن در ريخته شدن خون حسين (ع) خواب را از

 چشمان ما دور نميكند؟
اگر ما در كربلا نبوده ايم و افتخار هم رزم بودن با او را نداشته اي در كربلاي

 عصر خود كه زندگي ميكنيم و اگر در روز عاشوراي

تاريخي حضور نداشته اي در عاشوراي زمان خود كه قرار داريم. كافي است كه

 حسين و حسينهاي زمان خود را پيدا كنيم عاشورا و كربلا

به خودي خود پيدا ميشوند.اما اگر حق طلبان و ظلم ستيزان كماكان تنها مانده اند

 خدا را شكر ميكنيم كه ما در روز عاشورا در كربلا

نبوده ايم زيرا اگر حضور داشيم يا درزمره يزيديان بوديم و يا از كساني كه

 حسين (ع) را ترك كردند.
بياييد معرفت و روح نهضت حسين (ع) را يافته و حمكاسه ي بزرگ او را

 زنده كنيم تا در زمره ي يزيد و يزيديان نباشيم زيرا كه جهان

دو قطبي است يا راه حسين و يا را يزيد راه سومي نيز وجود ندارد.بياييد به

 حال خود گريه كنيم و عملكردهاي خود را پيش روي آوريمو

حساب لقمه هاي سفره خود را يك بار از نظر بگذرانيم آنگاه خواهيم فهميد

 كه در راه حسين (ع) هستيم و يا يزيد:
ببين كه چه ريسيده ايم ، دست كه ليسيده ايم
تا كه چنين لقمه ها سوي دهان آمدند (مولانا)
ظهر عاشورا است و ظهر عاشوراها فرصتي است كه انسان با خود

 واقعي اش روبرو شود و من نيز در اين آيينه خويشتن خويش را

مشاهده ميكنم و ميبينم كه امروز چقدر عجولم (كان الاانسان عجولا)

تا چه د حريص و سيري ناپذير (ان الانسان خلق هاوعاً) و تا چه حد

شكم بر من حاكم است و جز آن چيز ديگري را نميشناسم و آيا اين مصداق

 (اولئك كالانعام بل هم اضل ) نيست؟ امروز به راحتي دروغ

ميگويم  به گرسنه و درمانده تر از خود رحم نميكنم و در اسراف غرق شده و

 غذاي متبرك او را اسراف كرده و در زباله داني ميريزم و

.... اين است خود واقعي من كه در روز عاشورا بر ملاميشود 
آري عاشورا آينه تمام قدي است در مقابل ما تا بتوانيم خود واقعي را

 در آن نظاره كنيم و او را بهتر بشناسيم
....................
..................
اگر امروز حسين در بين ما بود و ما از آن حضرت ميپرسيديم كه از ما

عمل و وفاي به عهد ميخواهد و يا گريه و زاري و بر سر زدن را

چه پاسخي به ما ميدادند؟
به طور مسلم آن حضرت مي فرمودند كه وفاي به عهد را خواستار هستند

 عهدي كه بر طبق آن حق طلبي و ظلم ستيزي ناشي از مرام

حسيني لازم و واجب ميباشد.زيرا آن امام شهادت را براي نشان دادن راه

 خدا انتخاب نمود تا براي ما الگوي كاملي باشد از انسان متعهد

نسبت به خدا  (اياك نعبد و اياك نستعين)حق طلب و ظلم ستيز تا

 بتوانيم او را نمونه و چراغ راه خود قرار دهيم نه اينكه براي شهادت پر

افتخار او فقط شيون كرده و بر سر بزنيم و ولي در زمره حسينيان زمان خود نباشيم.
آري بايد براي اين همه گمراهي و دور بودن از راه و پيمان شكنيها شيون نمو
د

 و بر سر زد حداقل امروز را زيرا احتمال دارد كه فردا 

همه چيز دوباره فراموش شده و چهره ي واقعي خود را تا محرم و محرهاي بعد

 به دست فراموشي بسپاريم.
حسين تا ابد بلبلي است بر شاخه ي درخت هستي تا چه كسي از ناله او پريشان شو
د و منقلب و به اين وسيله درون خود را شكوفا كند.

آن كس كه نالان شود از ناله ي بلبل
در دامنش آويز كه در وي اثري هست(حافظ)
به اميد توفيق عمل
محمد علي طاهري 
  

+ نوشته شده در  ساعت 18:40  توسط سپیده  |   
 
یکشنبه 1387/10/01
من دوباره اومدم

سلام بچه ها حالتون چطوره خوش ميگذره؟
بابا ميدونم فحشم ندين بعد قرني اومدم خودم ميدونم
واي بچه ها يه چيز بگم بخنديد
امروز سركار نرفتم و ديشب كه ساعت دو خوابيدم تا امروز ساعت پنج بعدازظهر
وقتي از خواب بيدار شدم كپ كردم
خوب چه خبرا چي كار ميكنيد ما رو نميبينيد خوشيد؟
خدا رو شكر كه كه بدون ما نيستيد و من ميدونم كه در قلبهاي شما جا دارم
هههههههههههههههههههههههههه
خوب ديگه چه خبر
بعد خبر چه خبر
بيخيال بابا
راستي بچه ها نظر شما راجع به عرفان چيه؟

+ نوشته شده در  ساعت 19:12  توسط سپیده  |